نوع حکومت کشور ترکیه چگونه است؟ هسته های قدرت و احزاب و گروههای مهم ترکیه کدامند؟ با توران پارس همراه باشید تا نوع حکومت ترکیه را برای شما تشریح بکنیم.

حکومت کشور ترکیه جمهوری دموکراسی پارالمانی است که در ماه اکتبر سال ۱۹۲۳ توسط مصطفی کمال پاشا( آتاتورک ؛ پدر ملت ترک ) رسما اعلام گردید. قانون اساسی سابق که در سال ۱۹۱۶ تدوین شده بود ملغی و در سال ۱۹۲۴ قانون اساسی جدید وضع گردید و از آن پس آتاتورک شروع به حکومت نمود. حزب خلق تنها حزب قانونی بر اساس قانون اساسی بود. در مدت ۱۴ سال حکومت آتاتورک، تغییرات و اصلاحاتی در ترکیه صورت گرفت. در همین مدت حکومت ترکیه سیاست ضد دینی خود را شدت بخشید .مناصب دینی را از بین برد و مقرراتی در مورد مدل لباس ترکان بوجود آورد. پس از تثبیت جمهوری ترکیه در ۲۹ اکتبر سال ۱۹۲۳، ترکیه وارد قلمرو تمدن و فرهنگ غرب شد و با اقتباس از سنتها و اصول غرب، آنها را با عناصر و سنتهای ترک در هم آمیخته و نهضت جمهوری را شکل داد. متعاقب پذیرش اسلام، علاوه بر تغییر در سیاست ترکها و ارتباط شان با یک تمدن مترقی و راه جدید برای زندگی، سنت های آموزشی که قبلا با دوره های سلجوقی و عثمانی سازگار بود به سمت مدارس الهیات، کلبه های درویشی، اتحادیه های صنفی و انجمنهای برادری سوق پیدا کرد. در سال ۱۹۲۸ با تفکیک دین از سیاست، رسمیت دین اسلام لغو و الفبای لاتین بجای الفبای عربی رسمیت یافت. در سال ۱۹۳۴ زنان حق رای و آزادی یافتند. در سال ۱۹۳۸ با مرگ آتاتورک تغییراتی در وضع حکومتی حاصل شد و نوع حکومت کشور ترکیه تغییر کرد و  رهبر حزب خلق (عصمت اینونو) به ریاست جمهوری رسید.

جو سیاسی ترکیه همواره پس از آتاتورک متشنج بوده است و نظامیان در سال ۱۹۶۰ به رهبری ژنرال گورسل و در سال ۱۹۸۰ به رهبری کنعان اورن دست به کودتا زده و دولت را سرنگون ساختند. اداره حکومت فعلی ترکیه را شورای شش نفره نظامی به رهبری ژنرال كنعان اورن بر عهده دارد. بر اساس تقسیمات کشوری، ترکیه از ۶۷ استان متشکل گردیده که زیر نظر فرماندار دولت مرکزی اداره می گردد.

نوع حکومت کشور ترکیه

مطلب پیشنهادی توران پارس : آشنایی کامل با سیاست ترکیه و روش اجرای آن در کشور

 هسته های قدرت و احزاب و گروههای مهم:

  • بسیاری از سیاستمداران و اندیشمندان حتی مردم عادی در ترکیه عقیده دارند ترکیه کشوری اروپائی و آسیائی است که دارای عناصری از هر دو فرهنگ آسیائی و اروپایی است بگونه ای که این عناصر باهم همزیستی مسالمت آمیز دارند.
  • همچنین آنها بر این نظرند که وجود عناصر فرهنگ اروپایی و آسیائی در این کشور بیانگر غنا و تنوعی است که در اغلب کشورهای دیگر آسیا و اروپا یافت نمی شود پس این موضوع نقطه قوتی برای ترکیه است که باید آن را غنیمت شمرد. در حالی که دیگران چنین عقیده ای ندارد.
  • زندگی سیاسی ترکیه تحت تاثیر سه نیروی قدرتمند قرار می گیرد. نخست ملی گرائی نیرومندی که با ظهور ترکهای جوان، قدرتی فراینده یافت و شخص آتاتورک بزرگترین نماینده آن بود. ناسیونالیزم ترکی که گاهی در شکل پان ترکیسم تجلی می کند مهمترین عامل شکل گیری دولت و کشور جدید ترکیه و ادامه یافتن آن در قرن بیستم میلادی بشمار می آید.
  • نیروی قدرتمند دیگری که در زندگی سیاسی مردم ترکیه نقش فوق العاده موثر و قدرتمندی ایفا می کند صورت خاصی از غرب گرایی است که بخش عمده ای از طبقات متوسط و بالا بویژه نظامیان، روشنفکران و صاحبان صنایع و بازرگانان در طیف حامیان و حاملان آن قرار دارند. این نگرش از هنگام ایجاد ترکیه جدید بدست کمال آتاتورک در ساختار دولت و نهادهای عمومی و مدنی نفوذ داده شده و در قانون اساسی ترکیه بعنوان ایدئولوژی رسمی دولت لحاظ شد.
  • در واقع این دو نیروی سیاسی یعنی ناسیونالیزم ترکی و غرب گرایی از همان زمانی که آتاتورک دولت جدید را بنیان نهاد همواره به مثابه دو نیروی همزاد تلقی شده اند و افراد بسیاری چه در ترکیه و چه در خارج از این کشور اصولا این دو نیرو را یکی می پندارند و تصوری از دوگانگی این دو نیرو ندارند.
  • نیروی سوم اسلام سیاسی در ترکیه است که بتدریج مورد توجه قرار گرفته است. اسلام دین مردم ترکیه است و از قرنها پیش بر اساس تعالیم آن زیسته اند و مانند اغلب کشورهای اسلامی، اسلام چنان در تار و پود مردم ترکیه در آمیخته است که هرگز نمی توان روزی را تصور کرد که ارزشها و هنجارهای دینی از زندگی مردم بیرون رود. البته تا زمانی که اسلام را نیروی غیرسیاسی به شمار آوریم شاید چندان مشکلی در ادامه یافتن وضع کنونی پیش نیاید، اما واقعیت این است که امروز اسلام نیروی سیاسی بسیار توانمندی است که نه تنها گرایش سنتی را در ترکیه به چالش فرا می خواند، بلکه ناسیونالیسم ترکی را نیز تحت الشعاع قرار داده است و برخی بر این باورند که ناسیونالیسم ترکی نیز با گذشت زمان تا حدودی رنگ و لعاب دینی بخود می گیرد چون محتوای ملی گرایی ترکی قابل تغییر است. حاصل تعامل این سه نیروی سیاسی در ترکیه هر چه باشد نه تنها تعارضهای گوناگون و تو در تویی که ترکه با آن روبروست حل نشده بلکه دشوارتر و پیچیده تر شده است. این تعارض ها بیانگر نوعی بحران هویت است بحرانی که میراث دوران امپراطوری و سپس کمالیسم بشمار می آید. در حال حاضر نمودهای بی شماری از این بحران هویت را می توان مشاهده کرد.
  • از یک سو پیوستن به اتحادیه اروپائی با شعار «ما اروپائی هستیم» به آرمان سیاسی بزرگ مردم و دولتمردان ترکیه مبدل شده است و دولت این کشور با پشتیبانی و حمایت تقریبا همه مردم و احزاب و جریانهای سیاسی می کوشد تا به قیمتی به این هدف دست یابد. برای دستیابی به این هدف ترکیه تاکنون از خیر بسیاری از مواهب گذشته و سختی ها و تحقیرهای زیادی را تحمل کرده است.
  • با جود این اتحادیه اروپائی هر روز موانع جدیدی در این مسیر قرار می دهد. و از هر طرف اروپا صداهای مخالف از کسانی که اتحادیه اروپائی را باشگاه ملل مسیحی می دانند و ترکیه را بیگانه می خوانند، شنیده می شود.
0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگو شرکت کنید؟
نظری بدهید!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *